تبليغاتX
طنزهای زهرا دُرِّی " پاییز "
نقطه جان !

عرض سلام ادبی نقطه جان !

طنز مرا می طلبی نقطه جان

 

ای به تو همدست همه جمله ها

با تو تمام است همه جمله ها

 

معرکه ی هفت خط سربلند

غصه نداری که شوی نقطه بند

 

فرزی و هرجا بشود می روی

کار نداری که چه حد؟... می روی

 

زیر نشد ، زود  به رو می روی

گاه برون ، گاه به تو  می روی

 

گاه دوتا ، گاه سه تا می شوی

خوبی ات این است که جا می شوی !

 

نقطه ی زیبای علیه السلام

بی تو چه بی نقطه شود هر کلام

 

فارسی از بودن تو ماندنی ست

طنز و سخن با نفست خواندنی ست

 

ای مترادف به تو شخصیتم

کاش شود قدر تو ظرفیتم

 

ما که نمک خورده ی هم بوده ایم

عاشق احوال قلم بوده ایم

 

حیف نباشد که در این شهر هرت

حال نپرسیم ز هم فرت و فرت ؟!

 

فلفلی فسقلی خوشگلم

در ادبیات تو بردی دلم !

 

ویرگول و میرگول ، لگد مال کن

سوژه ی من باش ، بیا حال کن !

 

 

 

+ نوشته شده توسط زهرا دُرّی در یکشنبه یکم شهریور 1388 و ساعت 19:7 |