تبليغاتX
طنزهای زهرا دُرِّی " پاییز "
بر سر دو راهی ...!

 

ما نمی دانیم چه بدی به خلق الله داشته ایم ؟!

دو هفته ای می شود که ادمی چپ و راست برای ما فحش و بد و بیراه می فرستد و گویا ازجانب من گردن باریک از همه جا بی خبر برای بعضی از دوستان نیز با نام من ! از همین بی ادبی ها در کرده است

البته پیگیر کشف این موجود  هستم . لذا محض اطلاع دوستان لازم دانستم که بگویم ...و سپردیم دست حضرت عباس ...

 ۱۸ بهمن ۱۳۸۷

.................................

هر ان که جانب اهل خدا نگه دارد

خداش در همه حال از بلا نگه دارد

 

با همکاری دوستان فناوری اطلاعات ، ای پی او را پیدا کردم .

برخلاف انتظار من ، هتاک مورد نظر یک زن بود !

 

اگر اشوب در کل جهان است

چرا ؟ -چون پای یک زن در میان است !

 

حتما ان ذهن بیمار یک درصد هم گمان نمی کرد گیر بیفتد ! غافل از اینکه من از کودکی کاراگاه بودم !

 

رسم مارپل شدن و شیوه ی کاراگاهی

نکته ای بود که در کله ام اندوخته بود !

 

پرسیدم : مجازات قانونی این جرم چیست ؟

گفتند :

به جز از نقد جریمه که بپردازد او

دو سه سالی برود  ساکن زندان بشود

 

دوستی گفت : "بد نیست سوژه مورد نظر جریمه نقدی اش را صرف روانپزشکان کند "

بگذریم ...

مدتها اندیشیدم ...

بسیار اندیشیدم ...

و بعد

به خاطر خدایی که خیلی عاشقشم ، و حفظ حرمت شوهر محجوب و ابرو دار ان زن ، و کودک شیرخواره اش ،

هتاکی ها ،تهمت ها ، فحش ها ، و بد گویی های او را نادیده میگیرم

 

وفا کنیم و ملامت کیشم و خوش باشیم

که در طریقت ما کافریست رنجیدن

 

و فعلا از شکایت قانونی صرف نظر می کنم

 

ده روز مهر گردون ،افسانه است و افسون

نیکی به جای یاران ، فرصت شمار یارا

 

باشد که خداوند طنز افرین بشریت را به راه راست هدایت کند

 

دام سخت است مگر یار شود لطف خدا

ورنه ادم نبرد صرفه ز شیطان رجیم

 

و در محکمه الهی اش این حکایت را داوری کند...

و در اخر تا وقتی زنده هستم طنز را در قلم من و طنزداران بی غل و غش ،باقی بدارد...و ...

دیگر هیچ !

 

حافظ از مشرب قسمت گله نا انصافیست

طبع چون اب و غزلهای روان ما را بس

 ۳۰ بهمن ۱۳۸۷

+ نوشته شده توسط زهرا دُرّی در پنجشنبه هفدهم بهمن 1387 و ساعت 11:18 |

نشادر كردن !

 

زندگي را بنويسيد : "نشادُر كردن "

هرچه شر هست ، به يك ثانيه فاكتور كردن

 

آبكي بودن و زير آب زدن در حوضه !

خويشتن را همه جا ماه تصور كردن !

 

تك خوري كردن و گاهي همگاني خوردن

از همه بردن و تا خرخره را پر كردن

 

ميكروفن ديدن و جو گير شدن در هر جمع

گوش ملّي به كف آورده و خرخر كردن

 

در زميني كه در آن نيست كسي يار كسي

نان هر در به دري يك تنه آجر كردن

 

توي آنجاي همه خلق - كه رويم نشود ! –

سفت و سر سخت و به اجبار، پنادر كردن

 

پشت پا بر دل بيدار هنرمند زدن

به عوض از تن ِلش دار ! ، تشكر كردن

 

گاه در قصر و سونا و جكوزي لوليدن

گاه با پشم و شپش چانه به آخور كردن

 

همه رگ : ترك و بلوچ و ته ِخط : ترك نژاد

بعد دستي به دماغ پسر لر كردن !

 

هر كجا جور شود ، دادن فتوا ، مثلا :

آب در شير نمودن جهت كُر كردن !

 

زندگي را بنويسيد همان دلمه ي پيچ

دلمه يعني سر ِ هر كوفته چادر كردن !

+ نوشته شده توسط زهرا دُرّی در سه شنبه یکم بهمن 1387 و ساعت 17:34 |