تبليغاتX
طنزهای زهرا دُرِّی " پاییز "

 

 

طنزهای زهرا دُرِّی " پاییز "

کم گوی و گزیده گوی چون د’ر !

طنز الله !

طنزُالله !

 

آقا ی ِ خدا ، محرم مایید شما

اَلحق ُّ وَالاِنصاف ،خدایید شما

 

خوش بخت ترین عزیز عالم هستید

نه زاده شُدید و نه بزایید شما

 

یکتایی تان مشخص و شفاف است

چپ چشم بیان کند دو تایید شما !

 

از منّت خلق، بی نیازید ...چه لارج !

ای وَل ! که همیشه خود کفایید شما

 

نه مفلس و نه مریض و نه بیکارید

نه در صدد پخت غذایید شما

 

نه دل نگرانِ خواندن ذکر و نماز

نه مانده ی روزه ی قضایید شما !

 

هم عاشق و خوشگلید و هم با حالید

چشمت نزنم ،چه با صفایید شما

 

گر نقطه ی اسمتان بیاید پایین

هستید خدا ...ولی جدایید شما

 

 

از رگ ، به من ِ طنیز ، نزدیکترید

عینک دارم ، ولی کجایید شما ؟

 

هر جا که دَری به روی ما قفل شود

هی لطف نموده ، می گشایید شما

 

(البته همیشه هم چنین نیست ،چرا ؟

چون لطف به ما نمی نمایید شما !)

 

ای خوش به سعادت  عموم ِ فُقرات !

زیرا که  اجابت ِ دعایید شما

 

همواره به کار آفرینش مشغول

در طرح بشر چه بی خطایید شما

 

دروقت کشیدن دو چشم بادام

در چین و ژاپن ...در آسیایید شما

 

در طرح بلوند و چشم آبی ، یا سبز

در آن ور آب و اَروَ پایید شما !

 

هم فینگیلیش و فرانسوی می دانید

با ترک و عرب هم آشنایید شما

 

وقتی که شما خدای سعدی هستید

حتمن که خدای مغلایید شما !

 

هم خالق فاسدان و هم شیخانید

هم خالق پیر و بچه هایید شما

 

از غصه و شیطان و گنه آزادید

از بازی زندگی رهایید شما

 

همدرد تمام بینوایان هستید

این قلب کُزت را بنوایید شما

 

کفشان مرا که جنب مسجد کندم

شرمنده ...برای من بپایید شما

 

بی کسب مجوّز بنویسید کتاب

بی دلهره طنزی بسرایید شما

 

از مُردن و مرگ ، در امانید ، چه خوب

ما اهل فنا و لا فنایید شما

 

لا حول وَلا قُوَةَ اِلّا با تو

منظور از "تو " فقط شمایید ، شما

 

من مادّی و معنوییم ...پنجاه ،پنجاه

پس صد در صد خود ِ خدایید شما !



یک نفر شل تر از آب + 10 رباعی هکرانه + خوشم می آید از کاهی که کوه است !

" یک نفر شل تر از آب ..!"  

 

 

یک نفر شل تر از آب و مایعات

در شبی دور از نشاط و سور وسات

 

یک ورق آورد با خودکار بیک

چون بدش می آمد از بوی دوات

 

با خط خر چنگی اش چیزی نوشت :

" حاسبو اعمالکم قبل از ممات "

 

گفت با خود : "من چه کاری کرده ام ؟

توی این دنیای پر از منکرات ؟"

 

گفت وجدانش جوابش : " هیچ چیز !

پاک پاکی تو ،به ارواح بابات !"

 

داد پاسخ او به وجدانش : "ببین !

من که می دانم تو می سوزه کجات ؟!

 

می نویسم یک به یک اعمال خود

تا بفهمی نیستم بی انضباط (!)

 

من فقط ده بار کردم اختلاس

عاقبت هم بند "پ " دادم نجات

 

زیر آبی هم زدم خیلی ، ولی

کار من بوده ست رفع ضایعات

 

زیر میزی هم که مُد بود آن زمان

می گرفتم باز مثل رشوه جات

 

چون که شطرنجم حسابی خوب بود

پست بد خواهان نمودم کیش ومات  

 

با دوتا انگشتر خوب و عقیق

من شدم عضو گروه صالحات

 

در خیابان ،پشت خط ، یا پشت رُل

هم مزاحم بوده ام ،هم لات وپات

 

با دروغ وتهمت وهرچی که شد

تیکّه می انداختم بر خوشگلات

 

توی فیلم جمع مال آنچنان

با زرنگی من نخوردم تیغ کات

 

کار هیچ انسان نکردم روبراه

یک پاپاسی هم ندادم من زکات

 

کار من رقص وچت و مه واره بود

چیست یاسین ونماز وذاریات ؟ "

 

***

 

تا که اوضاع تباهش شد مرور

دید فهرست گناهان لانگ شات

 

پس همانجا شد ول و جانش پرید

بی حساب آخرت کردش وفات !

 

...........................................................................

 

10 رباعی هکرانه !

 

(از هکری که وبلاگم را هکید وخوراک خوبی برای طنزمان جور کرد ،هکیدانه! ممنونم )

 

 

باید که وبم را بروم آپ کنم

سیمای قشنگ اوش ! میکاپ کنم

شاید که تمام آنچه را هک کردند

در بطن کتاب تازه ای چاپ کنم !

 

***

من شاعرم و به شعر عادت دارم

بر طنز و جماعتش ارادت دارم

از بین همه اگر مرا هک کردند

خوب است ،که "طنزمان " زیادت دارم !

 

***

شانس است اگر که ما به دام افتادیم

دربند هکر ز پشت بام  افتادیم

وقتی که هکر به یاد ما افتادی

ما یاد " شراره ی رُخام"  افتادیم !!

 

***

در طنز ، همیشه دردسر داشته ایم

همواره مبادا و اگر داشته ایم

در موقع چاپ و انجمن ...قیچی ها

در اینجا هم فضول ِخر داشته ایم !

 

***

دیوانه هکر...چرا چنین بی هنری؟

چپ چپ تو به چشم وچار ما می نگری

چنگول زدی به چهره و چانه و چال

چُلمنگ و چِل و چُلاق و کلّن خطری !

 

***

می خواستم از غرور ، مغرور شوم

مثل هکری مریض و ناجور شوم

دیدم که ویزیت دکتران بس بالاست

گفتم وللش ...رییس جمهور شوم !

 

***

من می دانم هکر به ما حُب دارد

دریخچالش ، نان و یخ و رُب دارد

وقتی که سراغ طنز ما می آید

در زیر لبش "فدایت " و "قُب " (1) دارد!

 

(1) قب :قربونت برم !

 

***

 

آقای هکر اگر مجرد هستی

باور داری که واقعن ، بد هستی ؟

خواهش نکنید ،من جوابم منفی ست

در تست ورودی دلم رد هستی !

 

***

پسورد وبم را دو سه باری قبلن

تعویض نمودم از جهاتی فورن

اما هکرم جانوری بود، جَلَب

می آمدم از کجا ؟! - ندانم، جدّن !

 

***

 

ای آنکه هکر شدی مرا، اِن شالا

پوزت بخورد به تیربرقی حالا

آنقدر شوی چوله که آن بینی را

هرگز نتوانی بکشیدش بالا !

 

..........................................................................................

 

3. خوشم می آید از کاهی که کوه است !

 

خوشم می آید از کوهی که کوه است

سرش بالاست و پایین نباشد

تمام ماجراها را ببیند

فضولی کرده و غمگین نباشد

 

 

خوشم می آید از خورشید زیبا

ز پشت کوه می آید همیشه

خوشم می آید از تونل فراوان

که حتمن کوه می زاید همیشه

 

بنابراین نتیجه می شود : "آخ !

که جنس کوه می باشد مونث"

خوشم می آید از آن دامن شیک

و آن تیپ پر از ناز و مثلث

 

خوشم می آید از کاهی که کوه است

و خانه در دل گاوی گرفته

زرنگی کرده و در این هیاهو

الف را داده و واوی گرفته

 

خوشم می آید از کوه اکودار

صداها را همیشه می دهد پس

امانت را به صاحب می رساند

امانتدار می باشد مقدس 

 

خوشم می آید از کوه خوش اخلاق

که ذاتن پر غرور ومهربان است

ولی تا دید اعصابش خراب است

صدای نعره اش آتشفشان است !